|
www.parinaz_gh.blogfa.com
|
|
|
|
||||
|
برای تو می نویسم که بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد است تویی که تصور حضورت صفحه ی بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند. در کویر قلبم از تو و برای تو می نویسم ای کاش در طلوع چشمان روشنت زندگی می کردم آن هنگام زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و به شوقت بر صورت مه آلودت می لغزم. ای کاش باد بودم و همه عصر را در عبور می گذراندم تا شاید جاده ای دور هنوز بوی لبهایت را وقتی از آن می گذشتی در خود داشته باشد تا مرهمی شود برای دلتنگی هایم. *** پریناز***
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 15:32 توسط parinaz
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
قبله ی اول و اخرم چشاته چه کنارم باشی چه اون ور دنیا رفتنت یه طعمیه شبیه مردن موندنت یه رنگیه شبیه رویا
بی تو بودن سخت عذابی فراتر از توان من با تو بودن تنها معجزه ی عشق دنیای امید من
پریناز*** ***(a)
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 15:30 توسط parinaz
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تنهایی را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ، تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه كردم ، تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست ، تنهايي را دوست دارم زيرا.......... ، در كلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم كرد... شايد در سكوتي يا شايد در شبي سردو باراني بيايي ، تنها تو را دوستت دارم. (A)
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 20:34 توسط parinaz
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
برو دیگه دوستت ندارم اسمتو نمی خواهم بیارم برو دیگه نمی خواهم به یادت چشمامو روی هم بذارم گریه ی تو دیگه برام ارزش نداره برو که دیگه تو رو شناختمت بگو به کی گفتنی هامو حالا که به همین زودیا باختمت من توی شهر آرزوهام واسه تو یه قصر طلایی ساخته بودم به چه شوقی / به چه ذوقی/ قلب و دین و ایمونمو باخته بودم. قصد من و تو تمومه اما یه روز تو تنها می شینی حریم عشق گذشتمونمو از تو آینه ها می بینی اما نیست دیگه اونکه اشکاتو می بوسید و تو براش نفس بودی اونکه براش فرش زمین ویه سایه بون با دو فصل بودی. ***parinaz***
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 20:33 توسط parinaz
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چیزی عایدم نشد . گویی همان طور که تنها آمدم باید تنها سفر کنم . مینویسم و باز مینویسم ولی نمیدانم از چه و چرا... اولین بار نیست که نوشته ام ولی میخواهم آخرین بار باشد . حکایت عشق است و آتش ... آتشی که نمایانگر عشق تو بود . آتشی که اگر در وجودم نمی بود زندگی ام سرد و بی روح بود حالا که به یک جا افتاده خانمان سوزم کرده . حالا باید تمام حرفهای ناگفته را زد ... زندگی زیباست... محبت کیمیاست... وفا رویاست... اما... عشق از همه بالاتر
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 20:33 توسط parinaz
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
هنوزم در پي اونم كه ميشه عاشقش باشم مثل درياي من باشه منم چون قايقش باشم
هنوزم در پي اونم كه عمري مرهمم باشه شريكه خنده و شادي ، رفيق ماتمم باشه هنوزم در پي اونم كه عشقش سادگي باشه نگاهاي پر از مهرش پناه خستگي باشه ميگن جوينده يابندست ولي پاهاي من خسته ست من حتي با همين پاها مي رم تا حدي كه جا هست . هنوزم در پي اونم كه اشكامو روي گونم با اون دستاي پر مهرش كنه پاكو بگه جونم ، بگه جونم نكن گريه منم اينجام بزار دستاتو تو دستام ت و احساسه منو مي خواي منم اي واي تو رو مي خوام خدايا عشق من پاكه درسته عشقي از خاكه ، منم اون عاشق خاكي كه از عشق تو دل چاكه هنوزم در پي اونم ... وقتی گریه میکنم تو را در اشکهایم می بینم اشکهایم را پاک میکنم تا دیگران تو را نبینند بگذار بگویم چنان از این دنیا سیر شده ام که روز مرگ خود را جشن میگیرم چون من تنها و سوخته دل به هر که دل دادم غیر غم و گریه چیزی عایدم نشد . گویی همان طور که تنها آمدم باید تنها سفر کنم . مینویسم و باز مینویسم ولی نمیدانم از چه و چرا... اولین بار نیست که نوشته ام ولی میخواهم آخرین بار باشد . حکایت عشق است و آتش ... آتشی که نمایانگر عشق تو بود . آتشی که اگر در وجودم نمی بود زندگی ام سرد و بی روح بود حالا که به یک جا افتاده خانمان سوزم کرده . حالا باید تمام حرفهای ناگفته را زد ... زندگی زیباست... محبت کیمیاست... وفا رویاست... اما... عشق از همه بالاتر ((همیشه تنها همیشه بی دوا )) مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغز می خورم . عمری است لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میکنم. باشد برای روز مبادا... اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست اگه هفت اَسمون زیر پای من باشه باغ زیبای بهشت اگه جای من باشه اگه هر چی حوریه همه دور من باشند یا که خوشکلها با من همه هم سخن باشند به خدا بی تو دلم پر از غمه همه ی دنیا برایم جهنمه اگه راه پیدا کنم به کهکشان اگه شهرتم بشه ورد زبان بپرستنم همه مثال بت سوی من سجده کنند پیروجوان به خدا بی تو دلم پر از غمه همه ی دنیا برام جهنمه با تو در صحرای گرم برهوت روزوشب تشنه توی کویر لوت افتاب داغ را تحمل میکنم اونجارو بلبل و سنبل میکنم
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 20:32 توسط parinaz
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
age yeroz bery safar age2 roz bery safar age 3roz bery safar age4 roz bery safar age5roz bery safar age 6roz bery safar age7 roz bery safar onvaght yehaftast rafty safar
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 20:30 توسط parinaz
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
با نمك و دوستداشتني، مشكل پسند اما هميشه عاشق.......و
اينطور بنظر ميرسد كه مورد محبت نيز باشيد. با روحيه و بشاش اما در همان زمان ميتوانيد بد اخلاق هم شويد قادريد با مردم بسيار خوب و با ملاطفت برخورد كنيد و اين همان عشقي است كه ميتواند در راهي كه در پيش داريد همراهتان باشد آدمهايي را كه راحت صحبت ميكنند دوست داريد اين آدمها باعث ميشوند احساس راحتي بيشتري داشته باشيد. شيري رنگ اهل رقابت و بازي دوست. دوست ندارد ببازد ولي هميشه بشاش است. شما قابل اعتماد و امين هستيد و خيلي علاقه داريد وقت خود را بيرون بگذرانيد، با دقت عشقتان را انتخاب ميكنيد و بسادگي عاشق نمي شويد اما وقتي او را يافتيد تا مدتهاي طولاني دوستش خواهيد داشت. نيلي شما بيشتر متوجه نگاهتان هستيد و استانداردهاي بالائي در انتخاب عشق داريد. هر راه حلي را با دقت و تفكر انتخاب مي كنيد و بسيار بندرت مرتكب اشتباه احمقانه ميشويد دوست داريد رهبر باشيد و به راحتي مي توانيد دوستان جديد پيدا كنيد. خاكستري جذاب و فعال هستيد، شما هرگز احساستان را پنهان نمي كنيد و هر آنچه را كه درونتان است آشكار مي سازيد. اما ضمنا ميتوانيد خودخواه هم باشيد. مي خواهيد مورد توجه باشيد و نمي خواهيد بطور نا برابر با شما برخورد شود. ميتوانيد روز مردم را روشن كنيد. شما ميدانيد در زمان مناسب چه بگوييد و خوش اخلاق هستيد. سبز خيلي خوب با افراد تازه كنار مي آييد. در واقع آدم خجالتي اي نيستي اما گاهي اوقات با كلماتت به عواطف مردم آسيب مي رسانيد. دوست داريد تا مورد توجه و علاقه كسي باشيد كه دوستش داريد ولي اغلب تنهاييد و به انتظار فرد مورد نظرت مي مانيد. طلائي شما ميدانيد چه چيزي درست و چه چيزي نادرست است. آدم بشاشي هستيد و زياد بيرون ميرويد. بسيار سخت ميتواني فرد مورد نظرت را پيدا كني اما وقتي او را يافتي تا ساليان متمادي دوباره عاشق نمي شوي. صورتي شما همواره در تلاشيد تا در هر چيزي بهترين باشيد و دوست داريد به سايرين كمك كنيد. اما بسادگي قانع نمي شوي. داراي افكاري منفي هستيد و در جستجوي عشقي شورانگيز مانند آنچه در قصه هاست هستيد. زرد شما شيرين و بيگناهيد ، مورد اعتماد بسياري از مردم ، و داراي رهبريتي قوي در ارتباطاتتان هستيد. شما خوب تصميم ميگيريد و انتخاب درستي در زمان مناسب مي گيريد. همواره در افكار داشتن روابط عاشقانه بسر مي بريد. خرمائي باهوشيد و ميدانيد چه چيزي درست است. ميخواهيد همه چيز را مطابق ميل خود كنيد كه گاهي ميتواند بدليل عدم توجه به نظر ديگران مشكل ساز باشد. اما در مورد عشق صبور هستيد. وقتي فرد مورد نظرتان را يافتيد برايتان دشوار است فرد بهتري پيدا كنيد. نارنجي در مقابل اعمالتان مسئوليت پذير هستيد، مي دانيد چگونه با مردم رفتار كنيد. همواره اهدافي براي دستيابي به آنها داريد و حقيقتا براي رسيدن به آنها تلاش ميكنيد ، فردي آماده رقابت هستيد. دوستانتان برايت بسيار مهم هستند و قدر آنچه را كه داريد ميدانيد، گاهي اوقات واكنشتان زيادي شديد است و علت آن نيز احساساتي بودنتان است. ارغواني اسرار آميز هستيد، بهيچوجه خودخواه نيستيد ، زود و آسان نظرتان جلب ميشود. روزتان با توجه به خلقتان ميتواند غمگين يا خوش باشد. بين دوستان محبوب هستيد اما ميتوانيد دست به عمل احمقانه اي نيز بزنيد ، بسادگي امور را فراموش ميكنيد. بدنبال شخصي هستيد كه قابل اعتماد باشد. ليموئي آرام هستيد، اما بسادگي عصباني مي شويد. به آساني حسادت مي ورزيد و در مورد چيزهاي كوچك اعتراض ميكنيد، نمي توانيد به يك كار بچسبيد اما داراي شخصيتي هستيد كه اعتماد و علاقه همه را جلب ميكند. نقره اي خيال پرداز و بامزه ايد ، دوست داريد چيز هاي جديد را بيازماييد. علاقه داريد خود سازي كنيد و بسادگي مي آموزيد، براحتي ميتوان با شما صحبت كرد و شما نصايح خوبي ميدهيد. وقتي موضوع دوستي است متوجه ميشويد نمي توان به كسي اعتماد كرد، اما وقتي دوستان واقعي خود را يافتيد تا پايان عمر به آنها اعتماد ميكنيد. سياه شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد. همراه خوبي براي فاميل و دوستانيد. خشونت را نمي پسنديد و ميدانيد چه چيزي درست است. شما مهربان و بشاش هستيد و بسادگي به مردم حسادت نمی ورزيد. زيتوني فعال و ورزشكاريد ، براي ديگران مشكل است كه به شما نزديك شوند. زماني كه متوجه ميشويد نمي توانيد به چيزي كه ميخواهيد دستيابيد ، بسادگي تسليم شده آنرا رها ميكنيد. قهوه اي شما روشن قلب و آدم گرمي هستيد.شما يك مبارز هستيد و داراي انگيزه ايد. زماني كه تصميمي گرفتيد، رويتصميمتان تا مدتها پاي مي فشاريد. زندگي عشقي شما نيزتوام با مبارزه است و مثل همه نيست.
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 13:13 توسط parinaz
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
همیشه برای دیدنت لحظه شماری می کردم ولی حالا که لحظه ها نمی خواهند شمرده شوند من چه کنم من همیشه منتظر روزی هستم که دست تو در دست من باشد ولی حالا که خدانمی خواهد نمی دانم چه کنم بذار قسمت یا بخت یا هر چی که اسمشو بذاری هر چه می خواهد بر سر ما بیاورد دوست داشتم سرنوشت من به غیر از این بود من از جدایی و تنهایی در هراسم آخه بی تو من دیوونه می شوم... باور نداری
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 13:11 توسط parinaz
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در امتداد لحظه ها تنها تو هستی رو به روم ای همیشه مهربون توی زندگیم بمون با تو دارم به خدا آرزوی زندگی کاش می شد عشق را تفسیر کرد کاش می شد همچو گلها شاد بود کاش میشد در حریم سینه ها
در تمام شعر هایم بغض کالم را ببین بیت بیتش را بخوان و تک سوالم را ببین روز باران تو زیر رعدو برق انتظار من ولی تنها به فکر تو خیالم را ببین آسمان را با تمام ابر هایش می خرم
شاعری دیوانه خواندی بغض کردم بعد تو شعر چشمانت سرودم قیل و قالم را ببین با تمام طعنه ها من " باورم کن انتخاب ایده آلم را ببین
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1385ساعت 13:10 توسط parinaz
|
|
|||||
|
|||||